السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث
1170
تعليقات نقض ( فارسى )
496 بهمراهى برادر خود « ينال بن انوشتكين حسامى » براى اقامهء خطبه بنام محمّد شاه برى آمدهاند و بعد از ورود برسق برى از طرف بركيارق ينال ببغداد گريخته و على بولايت خود بقزوين رفته است و در جنگ پنجم كه فيما بين محمّد شاه و بركيارق روى داد در ركاب محمّد شاه بودهاند چنان كه ياد خواهد شد . دكتر منوچهر ستوده در قلاع اسماعيليّه گفته ( ص 124 - 126 ) : « دژ فاليس - پاليس - روز يكشنبه پنجم ماه ربيع الأوّل سنهء 486 ميان حشر پسر زعفرانى مفتى رى كه ده هزار مرد بود و هزار تن از رفيقان در شهرك طالقان جنگ واقع شد ؛ پس از كشمكش زياد ، حشر پسر زعفرانى شكست خورد جمعى از ترس جان ، خود را در رود انداختند و غرق شدند . شش هزار آدمى در اين جنگ بقتل رسيد رفيقان از طالقان به قزوين رفتند . در طالقان لشكرى به قصد ايشان گرد آمد و پس از روبروشدن ، سران سپاه رفيقان كشته شدند . على نوشتكين شمشيرزن را بكشت و در قلعهء فاليس جاى گرفت « 1 » . در سال 500 سلطان محمّد ، قارن بن شهريار ، پادشاه طبرستان را با على نوشتكين و ديگر سران سپاه با دوازده هزار كس به رودبار فرستاد تا كار رفيقان را يكسره كند . پس از مقابله و صفآرائى ، لشكريان سلطان ، غلّهها را آتش دادند تا در پناه دود و آتش به رفيقان زنند . باد بجنبيد و دود و آتش را به روى ايشان بازآورد . فقيه محمّد حسكانى « 2 » تيرى بر چشم امير لشكر سلطان محمّد زد و او را بكشت . لشكريان منهزم شدند و از رودبار بيرون رفتند . رفيقان روى به طالقان آوردند و به شكار دزد ( ؟ ) و فاليس رفتند كه در دست على نوشتكين بود . پس از مدّتى محاصره على نوشتكين را به زير آوردند و او همانجا بمرد . در اين زمان قلعهء فاليس بدست رفيقان افتاد « 3 » . از اين پس از سوانحى كه در دژ فاليس روى داده است اطّلاعي در دست نيست . در حدود سال 780 سيّد فخر الدين از سادات مرعشى بر ولايت رستمدار دست يافت
--> ( 1 ) - جامع التواريخ رشيدى چاپ تهران ص 27 . ( 2 ) - شايد حسنگانى كه در اصل هسنگان واسنگان بوده است . ( 3 ) - جامع التواريخ رشيدى ص 45 .